سيد جلال الدين آشتيانى

362

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

« الوجود يتجلى بصفة من الصفات ، فيتعين و يتميز عن الوجود المتجلّى بصفة اخرى ، فيصير حقيقة ما من الحقائق الأسمائيّة ، و صورة تلك الحقيقة هي المسمّاة بالماهية و العين الثابتة » اين صور مفاض از غيب ذاتند كه از آنها بصور مفاضهء از استجنان علمى بفيض اقدس بصور اسمائيه ظهور پيدا نموده‌اند . اين صور غير مجعولند بلا مجعولية ذاته المقدسة الأحدية . صور علمى و اعيان ثابتهء امكانيه از آنجا كه صور علميّه حقند ، و از آنجا كه به ثبوت مفهومى تقرّر دارند ، مجعول نيستند ، و مجعوليت آنها عبارتست ايجاد آنها در مقام خلق و تحقق خارجى صور علميه و مفاهيم خلقيه باعتبار نفس مفهوم و تقرّر ماهوى غير مجعولند ، چون جعل بوجود تعلق مىگيرد ، پس مفهوم نه بوجود خارجى مجعول است و نه بوجود علمى و ادراكى و اين حكم در صور علميه اعم صور علميه در مشهد علم حق در ممكنات و ممتنعات و صور علميهء ظاهر در نفوس انسانى از صور ممكنات و ممتنعات جارى است با اين فرق كه صور علميه از ممتنعات ابا از قبول جعل دارند و بحسب مفهوم و حمل اولى صور ممتنعه مثل شريك بارى و اجتماع نقيضين از قضاياى حمليهء خبريّه‌اند به اين معنى كه در قضية مثل كل شريك البارى ممتنع ، معنايش اينست كه اگر بفرض محال شريك بارى فرد خارجى به خود بگيرد ، صدق عليه انه ممتنع . ولى چون عنوان اين مفاهيم از وجود بطور مطلق فرار مىكنند و از ناحيهء بطلان محض بظهور وجودى متصف نمىشوند به اين عنوان فقط بحمل اولى و تقرّر مفهومى داراى ثبوتند ، و همين ثبوت مفهومى شأن همهء مفاهيم است چه مفهوم واجب و چه مفهوم ممكن و چه ممتنع . و ما اگر مفهوم محالى را تصور كنيم ، متصور ما محال است ، چون فرض محال ، محال نيست . ولى همين مفهوم محال بحسب حمل شايع مخلوق ذهن است و از ممكنات بشمار مىرود . مفاهيم ممكنه از قبول ظهور و وجود امتناع نمىورزند . از اين جهت است كه برخى از عرفا فرموده‌اند كه ممكن در ظهور علمى و خارجى نيز محتاج بوجود است چون ثبوت ماهيات منفكّة عن كافّة الوجودات ، محال و ممتنع است ، لذا اعيان ممكنه از مقام استجنان در عين مقام ظهور علمى جلوه‌گر شده‌اند مانند صور موجودهء ممكنه در نفس انسان مجعولند ولى بوجود تبعى